تبليغاتX
یادداشت های یک عابر پیاده

یادداشت های یک عابر پیاده

اجتماعی

دنباله روی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 22:20  توسط امیر م.  | 

درس روز گار

نگارنده درس روز گار گفت و دیگر مطلب مفرح نخواهد نوشت....۱

قطعاْ آنچه به روز گار دیگران رفت برای نگارنده عبرت آموز شد....!

ولی خدا وکیلی خاک ...!

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 22:17  توسط امیر م.  | 

مطلب مفرح...!

یکی از زندانیان زندان غرب که در هتل اوین چند روزی را حال کرده بوددیدم...پرسیدم : ای فریب خورده ای بی انصاف ای زبون، ای غرب زده ای مخملی ، چرا دروغ گفتی که توی زندان به شما تجاوز شده است؟ با نگاهی از سر پشیمانی گفت : نه بابا تو زندان بازجو هایی داتیم نازک تراز گل سرخ ...آنقده اذیت شون کردیم ...آنقده خوب بودن...حتی شنیدم بعضی از بچهه ای دربند بی انصافا به بازجو ها تجاوز کردن..!!! گفتم: خجالت بکشید.، ای بدبخت ها که دل ام القرا را درد آوردید.! گفتم : حالا خوبتون شد؟! رفتید فریب این ابومای سیاه سوخته را خورید...اون سیاه سوخته هم حالا با رئیس جمهور محبوب ( منظورم معجزه هزار سوم است) دارد شرط بندی می کند که اقتصاد سرمایه داری تا چند رو زدیگر فرو خواهد ریخت!!! بعدش هم بیل گیتس نامه نوشته گفته : تو رو خدا یک کمی اورنیوم غنی شده بهش بدن بیماری سرطان زنش رو خوب کنه.گفته که توی آمریکا دیگه اورنیوم غنی شده پیدا نمی شده؟! جل الخالق...از این دنیای وارونه!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 21:5  توسط امیر م.  | 

سئوال : تا فروپاشی چند روز دیگر مانده است...؟

پس از بروز معجزه برای معجزه هزاره سوم و شکست ابرقدت های غرب و....! نه شرق ( یعنی روسیه شکست نخورده است!) ...پس از آنکه توطئه گران ندا آقا سلطان را در خیابان کشتند و پس از آنکه مردم خودشان بچه هایشان را د رخیابان می کشند و برای بدنامی ام القرای اسلام مرگ آنها را به گردن نظام مقدس می اندازند...پس از آنکه پدر محسن روح الامینی قسم خورد که پسرش را برای اسلام قربانی کرده است ... و پس از آنکه ترانه موسوی زنده شد و ابطحی ، عطریان فر ، حجاریان  و شرکایشان اول در زندان اوین و در مقابل چشم فرزندان شان و بعد در جلوی دوربین قسم خوردند که از اول تمام انتخابت های برگزار شده در نظام مقدس صحیح بوده اند و ....

حالا آقای معجزه هزاره سوم می خواهد با استفاده از بهترین فرزندان این نظام از قبیل آقای وزیر راه و آقای وزیر علوم این کشتی نظام که پس از تهمت های آقای معجزه به سران آن ترک عمیقی برداشته است را با درایت به سرمنزل مقصود برساند...!!! 

در برون رسوا و تنها ، در درون بین مردم رها ازمشروعیت در بالا بین سران حکومت ترک خورده .... چند روز مانده به فرو پاشی..؟! 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 11:7  توسط امیر م.  | 

ابطحی کیست؟

از آنجاییکه محمد علی ابطحی از روزگاران قدیم حرف زیاد میزد...از آنجاییکه یاد نگفته بود هاله نور را مسخره نکند...از انجاییکه خیلی نفهم تشریف دارند و نفهمید دراین کشور که نامش ام القرای اسلام است نباید زیاد حرف زد ...چند نوبت !نه چندین نوبت !..نه چندین هزارنوبت با او گفتمان جدی شد که گاهی بحث و جدیت گفتمان تا حدپر خون شدن دهان رسید و ایشان که خیلی سوسول تشریف دارند و از قدیم هم عادت به خوردن قرص داشته اند! چندین نوبت قرص به ایشان داده شد...حالا بچه سر به راهی شده اند و فرق شرق و غرب را خیلی خوب فهمیده اند...! حالا مثل بلبل بدون تپق حرف میزنند و فقط گاهی به پشت دوربین نگاه می ا ندازند و از دوستانی که  داخل زندان با آنها  آشنا شده اند می پرسند...خوب بود!؟

برادران  عزیزم آقای محمد علی ابطحی و آقای عطریان فر  من برادر کوچک شما به روح بلند شما درود می فرستم...به خدا قسم حتی کم اطلاع ترین هم میهنان شما از گفتار شما رنجیده نیستند...به خدا قسم همه ما برای شما آرزوی سلامتی داریم...آرزو دارم شما بدانید سلامتی شما از تمام آنچه گفتید برای ما مهم تر است...

شما ۵۰ روز دوام آوردید...من یک هفته هم دوام نمی آوردم...درود خدا بر شما باد...

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 15:51  توسط امیر م.  | 

چقدر خون لازم است تا شما ولی فقیه باشید؟

بوی خون از هوا ...بوی خون از خیابان ...بوی خون از نماز ...بوی خون چقدر خفه کننده شده...کجا رفت ترنم شوق نماز جوان ها ی انقلاب؟؟ شما که آن بالایید...شما که نایب امام زمانید...شما چقدر خون لازم است تا بفهمید نه دیگر نماز تان هم قبول حق نیست...حتی اگر خون آنانی که بر سنگ فرش ها و در زندان های مخوفتان بر روی زمین می ریزد خون کافران باشد..! از خدا می خواهم شما را هنگام نماز خواندن از این کفر مسلم رها کند...نه برای خودتان نه...برای نجات خواهران و برادرانم که اینچنین جان شان برای شما بی ارزش شده است...من امروز برای خون انان خواهم گریست..برای تمامی این دوستانم...برای آنکه با یک دنیا ارزو انی زمین خاکی را ترک کردند تا برای شما بماند این زمین ...درس یگیرید از آنها ...درس بگیرید...تفو بر این دنیا ...
+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 20:18  توسط امیر م.  | 

انسانیت یا اسلامیت چقدر می ارزد

کشتن انسان ها...شکنجه کردن انسان ها...چه شده است؟ جان انسان ها ارزشی ندارد؟! ....اینجا شوروی سابق است یا کشتزارهای مرگ کامبوج؟! اینجا آمریکای لاتین ده شصت است یا ام القرای اسلام؟ ولی فقیه کجاست؟! اینها که مغز انسان ها را متلاشی می کنند خمره های سرخ هستند یا فرزندان جنگ و انقلاب؟؟! اینها ایرانی هستند یا ...! محسن روح الامینی را با دهان خورده شده رها کرده اند تا از زخم و عفونت بمیرد...! خدایا بمیران آنانی را که چنین آگاهانه کشتار می کنند.
+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 19:51  توسط امیر م.  | 

ماهواره یا نان شب

به نظر پرتاب ماهواره امید پس از نزدیک دو ماهی که از پرتابش می گذرد به علت نشانه گیری غیر دقیق جومنگ در دنیای واقعی نا پدید شده است...

دنیایی کاملاْ واقعی به همان واقعیت بیابان خالی اطراف زمین پرتاب موشک و...به همان واقعیت  سفره های خالی مردم در شب سال نو...

و به همان واقعیت کارگرانی که در شب سال نو قرارداد کار موقت شان تمدید نشدو هیچ کسصدا و سیمایی آمار آنها را به همراه آمار وال استریت و بیکاران جنرال موتورز در بوق و کرنا نکرد و...

 رفتند با سفره خالی بدون ماهواره امید و حتماْ فکر کردند چقدر ماهواره امید داشتن  غرور آفرین است؟؟!!!چقدر؟؟

رفتند و با تمام غرور و مردانگی شان برای شرمندگی پیش زن و بچه هایشان در تنهای گریستند...و سال نو را فقط با امید به پروردگار جشن گرفتند...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:48  توسط امیر م.  | 

486 اعدام برای یک سال

به نظر این تعداد اعدامی برای یک سال برای ام القرای اسلام کافی نیست .؟

چرا؟ چرا؟ این تعداد اعدامی از نگاه و نظر مردم بی اهمیت است.

دیروز و روز قبلش و روز های قبل ترش پسران و دخترانی که در خیایان دستفروشی می کنند را میبینم. این کودکان که به دور از تربیت خانواده بزرگ می شوند ...به نظر شما چه تعداد از این بچه ها بعد از تربیت شدن در خیابان جنایتکاران آینده خواهند بود...به نظر شما فرمانده آینده نیروی انتظامی از اعدام آنها سیر خواهد شد ؟...به نظر شما افتخار اعدام این کودکان که تا آن روز بزرگ خواهند شد نسیب کدام فرمانده دلاور خواهدشد..؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:51  توسط امیر م.  | 

دیر آمده موسوی

با گرم شدن هوا ، و گرم شدن انتخابات و گرم شدن آبرو بری ...، اینجانب هم  بر آن شدم آبرو بری

کنم.

دیر آمده موسوی نام مستعاری است که یکی از دوستان استفاده کردند و خیلی خوشمزه بود. پس با اجازه ایشان از این نام استفاده می کنم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:40  توسط امیر م.  |